عطر نرگس

بقیه الله خیر لکم ان کنتم مومنین

 

همیشه از صابون استغفار برای زدودن چرک گناهان استفاده

کن که بوی بهشت دارد،چشم پوشی از گناهان را سرمه کن که

چشم هایت زیباتر گردند. رنگ راستگویی بر لبانت بکش تا

براق شود ،گوشواره ادب را زینت گوشهایت گردان ،با کرم

وضو صورتت را نورانی کن و چشم عشق به خدا را ، از هر

کسی مصون نگه دار .النگوی تواضع و گردنبند عفت و پاک

دامنی را به خود بیاویز،عزیز خواهی شد اگر مثل یوسف

،زندان را به اسارت تن ترجیح دهی.

 

 

نوشته شده در پنجشنبه ٧ بهمن ۱۳۸٩ساعت ۱۱:٠۳ ‎ق.ظ توسط مریم نظرات ()

 

 

خواهرم گو که چرا رنگ به رنگ آمده ای؟

مگر از عفت و آزرم به تنگ آمده ای ؟

چه بدی دیدی از آیات خداوند رحیم

که تو با مذهب اسلام به جنگ آمده ای

 این گناه علنی از تو مسلمان زشت است

 تو خوش از اینکه به انظار قشنگ آمده ای؟

عصمت و دین جوانان همه بر باد دهی

ای که بی چادر و با مانتو تنگ آمده ای

به کجا می روی از خیمه زهرا برگرد؟

که به راه گنه و فتنه و ننگ آمد ای

دل به دریا هوس ها زده ای غافل از این

 طعمه ای هستی در کام نهنگ آمده ای

تو چنان صیدی و صیاد هوس در پی توست

از چه در معرکه تیر و خدنگ آمده ای؟

صید صیاد شود کبک خرامنده مست

از چه در دام خطر مست و ملنگ آمده ای ؟

چون که بودست حجابت سپر تیر نگاه

پس چرا بی سپر ای غافل منگ آمده ای؟

بود تقوای تو زین مهلکه ها پای گریز

از خطر چون بگریزی؟تو که لنگ آمده ای

تو گلی هستی و گلچین هوس کرده کمین

شیشه ای هستی و در معرض سنگ آمده ای

برد گستاخی شهوت همه شیرینی عشق

نوش بودی تو چرا زهر و شرنگ آمده ای؟

رهبرت عشق و وفا بود کنون نفس و هواست

در خطر گاه چه بی فکر و درنگ آمده ای؟

 جای غفلت نبود خواهر من قدر بدان

که در این دار فنا گوش به زنگ آمده ای؟

 

 

نوشته شده در شنبه ۱٥ آبان ۱۳۸٩ساعت ٩:٤٦ ‎ق.ظ توسط مریم نظرات ()

 
نمى‏دانید؛ واقعاً نمى‏دانید چه لذتى دارد وقتى سیاهى چادرم، دل مردهایى که چشمشان به دنبال خوش‏رنگ‏ترین زن‏هاست را مى‏زند.

نمى‏دانید چقدر لذت‏بخش است وقتى وارد مغازه‏اى مى‏شوم و مى‏پرسم: آقا! اینا قیمتش چنده؟ و فروشنده جوابم را نمى‏دهد؛ دوباره مى‏پرسم: آقا! اینا چنده؟ فروشنده که محو موهاى مش‏کرده زن دیگرى است و حالش دگرگون است، من را اصلاً نمى‏بیند. باز هم سؤالم بى‏جواب مى‏ماند و من، خوشحال، از مغازه بیرون مى‏آیم.

نمى‏دانید؛ واقعاً نمى‏دانید چه لذتى دارد وقتى مردهایى که به خیابان مى‏آیند تا لذت ببرند، ذره‏اى به تو محل نمى‏گذارند.

مى‏دانید؛ واقعاً نمى‏دانید چه لذتى دارد وقتى شاد و سرخوش، در خیابان قدم مى‏زنید؛ در حالى که دغدغه این را ندارید که شاید گوشه‏اى از زیبایى‏هاتان، پاک شده باشد و مجبور نیستید خود را با دلهره، به نزدیک‏ترین محل امن برسانید تا هر چه زودتر، زیبایى خود را کنترل کنید؛ زیبایى از دست رفته‏تان را به صورتتان باز گردانید و خود را جبران کنید.

نمى‏دانید؛ واقعاً نمى‏دانید چه لذتى دارد وقتى جولانگاه نظرهاى ناپاک و افکار پلید مردان شهرتان نیستید.


نمى‏دانید؛ واقعاً نمى‏دانید چه لذتى دارد وقتى کرم قلاب ماهى‏گیرى شیطان براى به دام انداختن مردان شهر نیستید.

نمى‏دانید؛ واقعاً نمى‏دانید چه لذتى دارد وقتى مى‏بینى که مى‏توانى اطاعت خدایت را بکنى؛ نه هوایت را.

نمى‏دانید؛ واقعاً نمى‏دانید چه لذتى دارد وقتى در خیابان راه مى‏روید؛ در حالى که یک عروسک متحرک نیستید؛
                                                           یک انسانید 
نوشته شده در شنبه ٢٤ مهر ۱۳۸٩ساعت ۱۱:٢٥ ‎ق.ظ توسط مریم نظرات ()

 در باب پیدا شدن حجاب نظریات گوناگونی مطرح شده است که غالبا این دلایل برای ظالمانه یا جاهلانه جلوه دادن حجاب بیان شده است. از جمله این دلایل عبارتند از: میل به ریاضت و رهبانیت (ریشه فلسفی)، عدم امنیت و عدالت اجتماعی (ریشه اجتماعی)، پدر شاهی و تسلط مرد بر زن و استثمار نیروی وی در جهت منافع اقتصادی مرد (ریشه اقتصادی)، حسادت و خود خواهی مرد(ریشه اخلاقی) و عادت زنانگی و احساس او به اینکه در خلقت از مرد چیزی کم دارد به علاوه مقررات خشنی که در زمینه پلیدی او و ترک معاشرت با او در ایام عادت وضع شده است که شهید مطهری در کتاب مسئله حجاب خود به بیان هر یک از این علل می پردازد و ضمن انتقاد به آنها، ثابت می کند که اسلام در فلسفه اجتماعی خود به هیچ یک ازاین جهات نظر نداشته است.

واقعاحجاب مهم   است؟                                                                                                                                                                                                                                                         فلسفه پوشش در اسلام شامل مواردی می شود که هر کدام به جنبه های روانی، خانوادگی، اجتماعی، بالا بردن احترام زن و جلوگیری از ابتذال او برمی گردد. در واقع پوشش زن در اسلام در این است که زن در معاشرت خود با مردان بدن خود را بپوشاند و به جلوه گری و خودنمایی نپردازد.

زنان چون مظهر جمال خداوند هستند و همینطور به این دلیل است که میل به خود نمایی و خود آرایی دارند، پوشش در اسلام به آنها اختصاص یافته است و برای مردان هم مسئله کنترل نگاه بیان شده است.

اما در فلسفه پوشش در اسلام به آرامش روانی نیز توجه شده است که در اثر وجود حجاب و عفاف در زنان این آرامش برای جامعه به ارمغان می آید. در صورت عدم آن و از بین رفتن حریم میان زن و مرد هیجانها و التهابهای جنسی افزایش می یابد و باعث می شود که جامعه آرامش خود را از دست بدهد و دچار تزلل شده و افراد آن به بیماری های روحی مبتلا شوند، این با توجه به روح سرکش و غریزه اشباع نشدنی انسان قابل درک است.

جنبه دیگر فلسفه پوشش جنبه خانوادگی است که به استحکام پیوند خانوادگی برمی گردد، این کاملا واضح است که زن اگر زیبایی های خود را در خانه و برای همسر خود محدود کند هم به تقویت بنیان خانواده ی خود کمک می کند و هم به آرامش روانی جامعه و جلوگیری از ایجاد فساد در آن، با رواج یافتن التذاذهای جنسی در سطح جامعه و بیرون از محیط خانه باعث آسیب های اجتماعی از جمله گریز جوانان از ازدواج می شود.

جنبه اجتماعی حجاب به استواری اجتماع مربوط می شود. همانطور که در مورد قبلی مطرح کردیم کشیده شدن التذاذهای جنسی از محیط خانه به اجتماع علاوه بر بروز آسیب های اجتماعی متفاوت، باعث تضعیف نیروی کار و فعالیت جامعه می شود.

شهید مطهری در این باره می فرمایند که بر عکس آنچه که مخالفین حجاب خرده گیری کرده اند و گفته اند: ((حجاب موجب فلج کردن نیمی از افراد اجتماع است)) بی حجابی و ترویج روابط آزاد جنسی موجب فلج کردن نیروی نیمی از افراد اجتماع است. و این کاملا در کشورهای غربی معلوم است و چه رسوایی هایی که در اینباره در این جوامع پیش آمده و می آید.

و بالاخره آخرین جنبه که بالا بردن احترام زن و جلوگیری از ابتذال او است موجب ارزش و احترام زن میگردد، زنان هر چقدر که در جامعه و در رفتارشان با نامحرمان عفیف تر و با وقار تر باشند بر ارزششان افزوده می شود و احترامشان بیشتر می شود و مردان اجازه هر نوع برخوردی با آنان را به خود نمی دهند.

حال غرب با توجه به حجاب و اهمیت آن در سلامت جوامع اسلامی سالهاست که درصدد ضربه زدن به آن درآمده تا بتواند از طریق آن به پاکی زنان ضربه وارد کند و از طریق این ضربه است به راحتی می تواند به تمامی جامعه آسیب زند و به سمت نیل باهداف خود پیش برود.

نوشته شده در شنبه ٢٤ مهر ۱۳۸٩ساعت ۱۱:۱٧ ‎ق.ظ توسط مریم نظرات ()

 

آرایش و نوع لباس از سرضمیرانسان خبر می دهد . همچنین لباس تحت تاثیر فرهنگ و معرف شخصیت افراد هست . میان شخصیت افراد وفرهنگ عمومی نیز ارتباطی قوی وجود دارد . به نظر نویسنده : نیاز به ابراز وجود خود به دیگران در جامعه فاقد ارزش های معنوی، به این دلیل است کهتنها جامعه اصالت دارد و رصت بودن و نشان دادن و لذت بردن تنها چند روزی است . لذا مدسازان از این عطش سیری ناپذیر سودجویی می کنند . وی دلایل دیگری را نیز برای مدپرستی بیان می کند که عقده های چرکین دوران مختلف از آن جمله است . مانند مردانی که نمایش لباس زنان خود را وسیله ای برای اعلام وجود و جلالت خود قرار می دهند . آنگاه به کراهت لباس شهرت در اسلام اشاره می کند و به نظر وی اشراف با لباس گران قیمت وضع خود را می نمایانند و با لباس خخود را زا دل عموم بیرون می کشندتا بودن خود را ثابت کنند و مردم نیز به دنبال آنان برای تشبه به آنان مدام در حرکتند و این دورتلخ همواره ادامه دارد و دربخشی از این قسمت وی می نویسد : «در جامعه های غربی که نظام اداری محکم و جا افتاده ،ماشینیسم و تسلط نظامهای اقتصادی و دولتها بر آموزش و پرورش ووسایل ارتباط جمعی ، افراد جامعه را روزبه روز به هم شبیه ترمی کند . . .» فرد وقتی نتواند خود را از راههای منطقی ومعقول ممتاز و مشخص کند به هراقدام دیگری دست می زند و بس ککه سعی می کند با ایجاد هرگونه تغییری در شکل لباس و نوع آرایش سرو صورت توجه دیگران را به خود جلب کند و خود را از گم شدن درجامعه نجات دهد . چرا که او که به حقیقتی برتر از جامعه مثلاخدا معتقد نیست ، گم شدن در جامعه را فنای شخصیت و مرگ خودمی داند .»                                       

 برهنگی ارزش زن را از بین می برد و او را تا حد یک کالا وجنس پست می کند و ارضای غریزه جنسی به معنی همگانی و همه جایی کردن مساله جنسیت نیست . زنی که تن و اندام خود را در معرض دید می گذارد می خواهد با زنانگی خود جایی برای خود در دل ها یاشخصیت ها بیابد نه انسانیت خود . وقتی کار به اینجا می کشد که دیگر بر زن نه به عنوان یک موجود دارای شخصیت و هویت بلکه ازاجزای بدن او صحبت می آید و از سکس بودن سر و سینه و پای زن چنان بحث می شود که از مزه گوشت گردن و قلوه گاو و ران گوسفند .بزرگترین لطمه به خود زن وارد شده است .»

«بی بندوباری در پوشش ، بی بندوباری در تحریک است وبی بندوباری در تحریک بنیاد خانواده را متلاشی می کند . غریزه جنسی یکی از علل مهم ازدواج و به وجود آمدن خانواده است . اماپس از ازدواج هرچه زمانی می گذرد ، نقش غریزه جنسی در حفظ دوام خانواده کمتر می شود و به جای آن نقش عشق تفاهم و وفاداری دربقای خانواده بیشتر می شود . هم در اینجا باید گفت که بی لباسی ،عریانی وخود نمایی ، آفت زندگی خانوادگی است و در یک کلام بی حجابی ریشه رخت خانواده را می خشکاند . . .

                                     

 

                                                                                      کتاب فرهنگ برهنگی و برهنگی فر هنگی

                                                                                          نوشته غلامعلی حداد عادل

نوشته شده در شنبه ٢٤ مهر ۱۳۸٩ساعت ۱٠:۳٥ ‎ق.ظ توسط مریم نظرات ()

 

حجاب فرمان خداست و پروردگار متعال در قرآن کریم در مورد واجب بودن حجاب و حدود آن در پنچ آیه صریحا دستور فرموده ، ولى در مورد حفظ عفّت و پاسدارى از حریم آن در قرآن بیش از ده آیه وجود دارد.
آیاتى که به طور صریح اصل حجاب را براى زنها واجب و لازم و ضرورى دانسته پنج آیه مى باشند که عبارتند از آیه 30 سوره نور، و آیه 59 و 53 و 33 و 23 سوره احزاب که به ترتیب به بررسى آنها مى پردازیم .
در آیه 30 سوره نور مى خوانیم :اى پیامبر! به بانوان با ایمان بگو چشمهاى خود را (از نگاه کردن به نامحرمان ) فرو بندند و عورتهاى خود را بپوشانند، و زینت هاى خود را جز آن مقدارى که نمایان است ، آشکار نسازند و با روسرى و چادر، سر و گردن و سینه و اندام خود را بپوشانند و زینت و (برجستگیهاى اندام ) خود را هم از زیر چادر ظاهر نکنند، مگر براى شوهرانشان و پدرانشان وپدرشوهرانشان و پسرانشان و پسران همسرانشان و برادرانشان و پسر برادرانشان و پسران خواهرانشان و زنانِ هم مذهبشان و کنیزانشان و مردانیکه به هر دلیل تمایلى به زن ندارند و کودکانى که از امور جنسى بى اطلاعند (غیر از ممیّزین ). و پاهاى خود را به زمین نکوبند تا زینتهاى پنهانشان ظاهر شود و همگى به سوى خدا توبه کنید اى مؤ منان ، باشد که رستگار شوید .

 

نوشته شده در شنبه ٢٤ مهر ۱۳۸٩ساعت ۱٠:۳٠ ‎ق.ظ توسط مریم نظرات ()

همرازان دات کام | Hamrazan

 تا انجا که اطلاعات چادری ما قد میدهد چادر -به خصوص ملی اش- کار کردش این است که اندام را بپوشاند .حالا چادر اندامی که ظاهرا برای بهتر نشان دادن انداام است چه کارکردی دارد.....!

  بعضی با دیدن فرم لباس که بدن را نمایان می سازد تحریک می شوند برجستگی های بدن اگر در لباس ظاهر شوند مرد ان را تعمیم داده و لذت میبرد اینجاست که نشان دادن برجستگی ها ی بدن با لباس همان عریان بودن است .
بعضی با دیدن افراد چاق تحریک می شوند و بعضی با دیدن افراد لاغر و بعضی با نوع راه رفتن و... همه از این مواردند.   
                                                                      روانشناسی رنگ.صفحه۶۵
نوشته شده در چهارشنبه ٢۱ مهر ۱۳۸٩ساعت ۱۱:٤۱ ‎ق.ظ توسط مریم نظرات ()

رسول اکرم (ص):هر دینی منشی دارد و منش اسلام حیاست ./  منتخب میزان الحکمه/ص173

 

رسول اکرم(ص):کسی که دیدههای او عفیف باشد اوصافش نیکو خواهد بود./ وساءل الشیعه/ج14/ص22

 

حضرت علی (ع):عفت مقاومت در برابر شهوتهاست./ تعلیم وتربیت مظهری ص 150

 

حضرت علی (ع):عفت ریشه تمام خوبی هاست./میزان الحکمه ج6/ص359   

 

حضرت علی(ع):کسی که عفت داشته باشد گناهش سبک ومنزلتش در درگاه خواهدشد/بحارالانوار ج100/ص252

نوشته شده در چهارشنبه ٢۱ مهر ۱۳۸٩ساعت ۱۱:۳۳ ‎ق.ظ توسط مریم نظرات ()

      قرآن کریم برای لباس و پوشش اهداف زیر را بیان می نماید.

      ١.  پوشاننده ی عورات و زشتی ها و فضایح : " یواری سو ء اتکم"( اعراف 26/7)

2.زینت و زیبایی ( اعراف 26)

3.حفظ و نگهداری از گرما و سرما: " تقیکم الحر" (نحل ، 81/16)

4.محافظ بدن از صدمه های جنگ ( نحل 81) ( انبیاء 80/21)

 


ادامه مطلب
نوشته شده در چهارشنبه ٢۱ مهر ۱۳۸٩ساعت ۱۱:٢٦ ‎ق.ظ توسط مریم نظرات ()

                                  

 

 

خواهرم یزدان تو را پاک افرید                 شاد زیبا از پلیدیها مبرا افرید

 

خواهرم قران تو را پیغا م داد                  بهر خوبیها تورا انصاف داد

 

سوره های نورواحزاب و نساء                میدهد اکنون تو رااین سان ندا

 

بر فضیلت ها . کرامت ها.وقار                پای محکم دار زان کن افتخار

 

گر تو مشتاق فضیلت ها شوی                 در مسیرت عاشق یزدان شوی

 

                           جلوه زن بر کسی پوشیده نیست               صحبت صاحب سخن بیهوده نیست

 

هر یک از عضا زن غایت جمال             خوب نبود راه هو غیر از کمال

 

                           چشم و چانه دست و پای او                   مهر و لطف و حالت نیکوی او

 

                           این همه خوبی چرا بازیچه شد                سوی حق نارفته بس الوده شد 

 

                           با سپاست ارزش  خود را بدان                حرف مولایت بخر با گوش جان

                               

                           صاحب عطر و فضیلتها شوی                 این چین تو شیعه زهرا شوی

نوشته شده در سه‌شنبه ٢٠ مهر ۱۳۸٩ساعت ۱۱:٤٥ ‎ق.ظ توسط مریم نظرات ()

یکی می گفت :مهم هدف انسان است و گرنه حجاب نقشی در زندگی ندارد.دوستش پاسخ داد:برای رسیدن به هدف باید از وسیله مناسب استفاده کرد.اگر هدف جلوه گری و مشغول کردن فکر دیگران به خود و بر هم زدن اسایش خانواده هاست.وسیله ان بد حجابی است.ولی اگر هدف پیشرفت و زندگی ارام و احترام به حقوق دیگران است وسیله ان پوشش می باشد.

چرا که در این صورت بد حجابی تضمینی برای رسیدن به هیچکدام از اهداف ذکر شده وجود ندارد.نمی شود برای رسیدن به فضا از ماشین ژیان استفاده کرد بلکه باید سوار بر سفینه فضایی شد.

نوشته شده در سه‌شنبه ٢٠ مهر ۱۳۸٩ساعت ۱۱:۱٠ ‎ق.ظ توسط مریم نظرات ()

See full size image

همیشه ما هر وقت ما گفتیم حجاب و عفت عده ای گفتند اقا حجاب به عفت چه کار دارد خیلی ها حجاب دارند عفت ندارند خیلی هم عفت دارند حجاب ندارند.در حالی که این حرف درستی نیست.حجاب یک چیز است و عفت یک چیز دیگر .اما عفت ان چیز غیر قابل دسترسی و غیر قابل تاثیر پذیری و ان صخره صخره اسیب ناپذیر در انسان نیست.. مثل همه خلقیات در معرض تهاجم قرار می گیرد. یکی از چیز هایی که میتواند ان را از تهاجم به دور بدارد و عفاف زن و طهارت و تقوای او و حالت پرهیز و عصمت را در او نگه دارد. نداشتن معاشرت نامناسب درمحیط زندگی و محیط کار و محیط جامعه است.

                                                         بیانات رهبر معظم انقلاب در سمینار نقش زن در جامعه 11/12/64

                                                                       

نوشته شده در شنبه ٢٤ مهر ۱۳۸٩ساعت ٢:۳٤ ‎ب.ظ توسط مریم نظرات ()


Design By : Pichak